All Articles

یار عیسوی مذهب

خالد حسینی در یکی از مصاحبه‌هایش می‌گوید:«سخت‌ترین قسمت نوشتن یک رمان، ۵۰ صفحه اول آن است.» این جمله تنها جمله‌ی دقیقی‌ست که از مصاحبه خالد حسینی یادم مانده است. مابقی تنها نقل به مضمون‌ست: «در دنیا هزاران ۵۰ صفحه اول وجود دارد که نویسنده‌ی آن‌ از خیر ادامه‌اش گذشته و آن ۵۰ صفحه را در کشو کمد خود پنهان کرده. اما وقتی از ۵۰ صفحه‌ی اول عبور می‌کنند، حتی اگر نویسنده بخواهد، کتاب از خیر نویسنده نمی‌گذرد. این احساسی بود که من در هنگام نوشتن رمان گودی پران باز تجربه کردم.»

در شرایطی که در ۲۰ روز گذشته یک نوع روان‌پریشی حاد ناشی از تنهایی گریبانم را گرفته، و دنیایم تبدیل شده به پاراگراف و جمله و کلمات و کلمات و جمله و پاراگراف، امروز یاد این مصاحبه خالد حسینی افتادم. صبح آنقدر حالم خراب بود که وقتی از خواب بیدار شدم و دوباره در آپارتمان خالی از روح قدم زدم، بدون اراده گریه کردم. توصیف احساسی که امروز صبح مثل بختک افتاده بود به جانم، سخت‌تر از آن چیزی‌ست که بتوانم در یک پست وبلاگی توضیح دهم. می‌گذارمش برای کتابی که در آینده خواهم نوشت. خلاصه اینکه رفتم بیرون و قدم زدم. برگشتم خانه و چهار ساعت مستمر نوشتم. یادم آمد که چای صبح نخورده‌ام. از وقت نان چاشت هم گذشته و من تازه گرسنه شدم. اما در اوج گرسنگی، وسوسه عجیبی وجودم را فرا گرفت. از آن‌جایی که هر فصل کتاب را در یک فایل جداگانه می‌نویسم، می‌خواستم همه را جمع کنم و ببینم چند صفحه شده. جمع کردم. با دیدن عدد ۳۰ هزار کلمه، یا همان حدود ۱۱۰ صفحه، نزدیک بود از خوشی جیغ بزنم. جیغ زدم اما بی‌صدا. به جای آن رفتم روبروی آینه ایستادم و پشت سر هم به خودم گفتم آی لاو یو! آی لاو یو! آی لاو یو! آی لاو یو! آی لاو یو!

نمی‌دانم آخر این داستان به کجا ختم می‌شود. چاپ می‌شود؟ نمی‌شود؟ بشود چه می‌شود؟ نشود چه می‌شود؟ نزدیکانم که ترکم کردند چه فکر می‌کنند؟ من که خودم را اسیر زندگی فانتزی کرده‌ام و به تنهایی مطلق رسیده‌ام چه خواهم کرد؟ جامعه جهانی چه فکر می‌کند؟ همجنس‌گراها چه فکری خواهند کرد؟ نیروهای ارتش سرخ شوروی چه برداشتی خواهند کرد؟ مجاهدین و جنگ سالاران افغان چه فکری خواهند کرد؟ سیدها یا همان اولاد پیامبر چه‌ها خواهند گفت؟ دولت‌های ایران و پاکستان چه واکنش‌هایی نشان خواهند داد؟ تاریخ چه خواهد گفت؟ هزاره‌ها، تاجیک‌ها، و پشتون‌ها چه خواهند گفت؟ آمریکا چه؟ بت‌های بامیان چه؟ طالبان چه؟ اوه مای فاکینگ گاد! گابریل گارسیا مارکز و خورخه لوییس بورخس در گور خواهند لرزید. چینوا آچه‌به به ریش من خواهد خندید. نویسنده‌های هزارویک شب شرمنده خواهند شد. وای که این کتاب چقدر حرف برای گفتن دارد. کتابی که فکر می‌کردم نهایتا ۱۲۰ صفحه شود، دارد می‌رود که بشود ۳۰۰ صفحه.

حالا حتی اگر من بخواهم از خیر تو بگذرم، تو دیگر از خیر من نخواهی گذشت.